00.00.02

چ ـناטּ
בر خوב، مُرבه‌ام ...
ڪ نیازے بـ تابوت، نمےبینم {!} 
+ Stay strong
/ 9 نظر / 6 بازدید
m&n

عالی بود[گل]

احمد

ﻣﺮﺩ ﮐﺘﺎﺏ ﻓﺮﻭﺵ ﺭﻭﯼ ﺷﯿﺸﻪ ﻧﻮﺷﺘﻪ :ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ ﺑﺎ ﺩﺭ ﺁﻣﺪ ﺷﻤﺎ ﮐﺘﺎﺏ ﺩﻟﺨﻮﺍﻩ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺍﺳﺖ. ﺍﮔﺮ ﻧﻪ ﮐﺘﺎﺏ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻣﺎﻧﺖ ﺑﺒﺮﯾﺪ. " ﮔﺎﻩ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ ﺭﺍ ﭘﺮﯾﻨﺖ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺷﯿﺸﻪ ﭼﺴﺒﺎﻧﺪ "

احمد

از پیرمرد و پیرزنی پرسیدند :شما چطور شصت سال با هم زندگی کردید؟ گفتند :ما متعلق به نسلی هستیم که وقتی چیزی خراب میشد تعمیرش میکردیم... نه تعویض! پستت خیلی غمگین بود

احمد

تورا تنها رها کرده؟ دلت را شکسته؟ شب ها برایش گریه میکنی؟ اشکالی ندارد، روزی میرسد که تمام آرزویش میشوی... این بهترین انتقام است

عسل

دیوانه ام می كند ...! فكر اینكه .. زنده زنده .. نیمی از من را .. از من جدا كنند !! لطفا ... تا زنده ام بــــــــــــــــــمان !.. [گل]

عسل

فاصله یا تو چه فرقی می کند ؟ هر دو مرا یاد یک چیز می اندازد تنهایی …! [گل][گل][گل][گل][گل] وبلاگ زیبایی داری عزیزم[گل]

احمد

به دوست گفتم خلاصه کن انسانیت را... گفت :روبه رو چک بزن تو گوشم پشت سر خوبی هایم را هم نگو

کیارا

خیلیییییییییییییییییییییییییییییییی وبلاگت قشنگه لینکم نکنی حلالت نمی کنم ها خودت لینک شدی