00.00.04

اگـﮧ بآـت شوخ ـی ڪردمُ ناراحت شُدـی ...

بگو تـا دوبارهـ تڪرار ڪنم ...

شاید شَرتو ڪم ڪن‌ـی

 

+ Click

/ 4 نظر / 5 بازدید
احمد

باید بِ بعضیا گفت: نمیگَم نَباشی میمیرَم نمیگَم بی تُو هیچَم ب ودی، ب ودی نَباشی، هستن کسایی که باشَن...

احمد

پشت ویترین مغازه ها جنس هایی هست که خیلی گرونن... یه چیزایی هم میشه پیدا کرد که ارزونه... اما گاهی یه گوشه ای یه چیزی میذارن که شاید کهنه باشه، شایدم معمولی اما روش نوشته “فروشی نیست”! آدم باید از اون جنس باشه...

عسل

بعضی وقتها ؛ تنهایی میپیچه دور گلوم ! اما لامصب نه خفه ام میکنه که راحت بشم و نه دست از سرم برمیداره که رها بشم فقط ... زجر کـُشم داره میکنه ...

عسل

[گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل]